محمدرضا خردمند: هنر تمام زندگی ام را پُر کرده است

روناش: برای رفتن و ماندن در هنری که بی مهری ها شیرینی اش را تلخ کرده دودل است، اما دل نمی کند از هنر. دل دل می کند برای رسیدن به روزی که اندکی فقط اندکی از محبت های دنیا نصیب زحمت هایش شود، نه برای خودنمایی و فخرفروشی بلکه برای اینکه انگیزه ای شود تا هنر را تنها نگذارد. هنری که این روزها خیلی ها جایگاهش را نمی شناسند و اسم آن را برای بالا کشیدن و دست یابی به یک اسم و رسم به بازی گرفته اند. صحبت از «محمدرضا خردمند» کارگردان جوان و خوش آتیه خوزستانی است که در این سالها توانسته پیشرفت چشم گیری داشته باشد و در جشنواره ها خوش بدرخشد. این روزها افراد علاقه مند به هنر اسم محمدرضا خردمند را بسیار در محافل هنری می شنوند. هنرمندی که در مسیر پرپیچ و خم اهدافش هر چقدر سنگ اندازی شد، هر چقدر هم که بی مهری شد اما از مهر وی نسبت به هنر کم نکرد که نکرد. شاید حتی هنر نیز به وی جفا کرده باشد اما مانده تا ثابت کند همیشه علاقه ۲ طرفه شرط عشق نیست. گاهی یک طرفه بودن و تا انتها رفتن لذتی دارد که در عشق ۲ طرفه وجود ندارد.

تقریباً یک ماهی می شد که پوستر و تبلیغات تئاتر پلاتویی «زخم» در سطح شهر، توجه همگان را به خود جلب کرده بود و سایت ها و روزنامه های متعدد در سطح کشور خبر مهم اجرای تئاتر زخم را منتشر کردند. پوستر و تیزر تبلیغاتی اش، اثری متفاوت و هیجان انگیز را برای مخاطب تداعی می کرد. نمایشی که حاصل ماه ها تلاش شبانه روزی گروهی جوان و خوش نام در عرصه هنر بود. نمایشی که در بطن آن زحمت های زیادی نادیده گرفته شد و تلاش های فراوانی بدون پاسخ باقی ماند تا باز هم عدم حمایت ها و بی توجهی ها همانند کابوسی، خواب شیرین عده ای هنرمند را تلخ و زشت کند. هر چند این نمایش به پایان رسید اما موفقیت فراوان این تئاتر در جلب رضایت مخاطبان می تواند شروعی خوب برای ادامه روند ساخت این گونه تئاترها در دزفول باشد. تئاتری که به معنای واقعی توانست اصول و ارزش های یک تئاتر حرفه ای و واقعی را به مردم هدیه کند. مردمی که سالهاست از اینگونه تئاترها بی نصیب بوده اند. به گفتوگو با کارگردان «زخم» نشسته ایم. جوانی که اعتقاد دارد هنر تمام زندگی اش را پُر کرده است.
-خودت را معرفی کن:
محمدرضا خردمند، عاشق هنر. همین.
-محمدرضا خردمند را بیشتر به چه عنوانی می شناسند؟ کارگردان، نویسنده، گرافیست، فیلمساز؟
بیشترین تمرکز من در تئاتر است ولی در کنار تئاتر به فیلمسازی علاقه فراوانی دارم. البته درست است که زمینه های هنری دیگری مانند دکلمه، نویسندگی و عکاسی فعالیت دارم اما بیشتر سعی من فعالیت در تئاتر و سینما بوده است چون قصد از این شاخه به آن شاخه پریدن را نداشته ام. فقط از کودکی علاقه فراوانی به هنر داشته و دارم.
-ورودت به عرصه هنر کارگردانی چگونه استارت خورد؟
من از ابتدا عاشق هنر سینما و تئاتر بودم و علاقه بسیار به کارگردانی داشتم. زمانی که در ورک شاپ استاد سیدامیرسلامی تئاتر را آموختم او به من گفت: تو استعداد و تفکر کارگردانی داری، برو پی کارگردانی. من هم از آن پس به آموختن کارگردانی پرداخته و در همان سن کم شروع به فعالیت در این زمینه کردم. همچنان هم در حال آموختن هستم.
-چه فاکتورهایی را در خودت دیدی که می توانست تضمین کننده موفقیتت شود؟
من همیشه چند مورد در ذهنم بوده. علاقه، تلاش، تلاش، آموزش، آموزش، تلاش، تلاش. این چیزی است که همیشه در ذهن من است. من در تمامی کارهای هنری پس از انتخاب تیم و عوامل، اگر مسئولیتی بر روی زمین مانده و فرد حرفه ای مورد نظرم رو پیدا نکردم، خودم اون مسئولیت رو بر عهده میگیرم. این علاقه، تلاش و پشتکار برای موفقیت بسیار موثر است. برای موفقیت درکارگردانی بجز علاقه باید دارای یک قدرت مدیریت بالابود تا بتوان بدون حاشیه به هدف برسم.
-تاکنون چند اثر را کارگردانی کرده ای و کیفیت این آثار را چگونه ارزیابی می کنی؟
بنده کارگردانی بیش از ۵ تئاتر و ۱۰ فیلم موفق را در کارنامه دارم. از نظر کیفی که کارشناسان باید نظر اصلی را دهند اما در این سالها در جشنواره های مختلفی شرکت کرده و این آثار جوایزی را دریافت کرده اند.
متفاوت بودن در کارهای هنری، حرف اول من است. اولین تئاتر بدون کلام تک پرسوناژ، اولین تئاتر سورئال، اولین تئاتر پلاتویی، اولین مونولوگ موفق در دزفول افتخاریست هرچند کوچک اما لذت بخش.
-می توان به کارگردانی در شهرستان به عنوان یک منبع درآمد نگاه کرد؟
بستگی دارد که شهرستان مورد نظر کجا باشد. در دزفول صرفاً کارگردانی نمایش های طنز می تواند درآمدزا باشد. یعنی اگر کسی توانایی داشته باشد که یک اکیپ را جمع و مدیریت کند و اصول کارگردانی را نیز بداند قطعاً می تواند به درآمد خوبی ازاین راه برسد. اما کارگردانی تئاترهای جشنواره ای که بنده انجام داده ام متاسفانه خیر.
-به نظرشما دلیل موفقیت این طنزها چیست؟
این موضوع خاص شهرهای جنوبی است. ما اینجا برنامه های تفریحی بسیار اندکی داریم، مردم عمدتاً غمگین و پراز دغدغه هستند، بنابراین به محض اینکه بدانند طنزی درحال اجرا است با اشتیاق به دیدن آن می روند بدون اینکه فکرکنند آیا این داستان طنز خروجی خوبی دارد؟ اصلا محتوای آن چه پیامی را می رساند؟ البته در دزفول گروه های موفقی مانند باران نمایش طنز با کیفیت خوبی را آماده و اجرا می نمایند که مورد استقبال مردم قرار می گیرد.
-به عنوان یک کارگردان وضعیت نمایش و تئاتر را در دزفول به لحاظ حمایت و امکانات چگونه ارزیابی می کنی؟
شرایط اصلاً راضی کننده نیست. تاچندسال پیش که گروه های هنری کمتری در شهرستان وجود داشت امکانات تاحدودی کافی به نظر می رسید اما دراین چندسال اخیر با توجه به تعدد گروه های هنری، کمبودامکانات به یک معضل بزرگ تبدیل شده است. سالن های تمرین محدود است. در واقع در شهرستان به هنر کمتر بها داده شده و از جوانان با استعداد کمتر استفاده می شود.
-پس برای کارگردانی و ادامه مسیر در دزفول با شرایط خیلی سختی مواجه هستید.
من عاشق هنر هستم و آماده ام که بمانم. در هر کاری سختی هایی وجود دارد اما نمی شود که دست روی دست بگذاریم و فقط بگوییم مشکلات وجود دارد. خب مشکلات همیشه هست ما باید برای رفع مشکلات تلاش کنیم. امروزه که آموزش بسیار راحت تر از گذشته شده، جوانان می توانند برای رسیدن به هدف تلاش کنند و مطالعه نمایند. شرایط شاید سخت باشد اما فعالیت شدنی است و این لذت بخش است.
-آیا این مشکلات در سایر شهرهای خوزستان نیز وجود دارد؟
ببینید در هر شهری مشکلات خاص خود وجود دارد. شاید در شهرستان ما یکسری مشکلات داشته باشیم که در شهر همجوار این مشکل وجود نداشته باشد اما این بدین معنی نیست که در آن شهر هیچ مشکلی وجود ندارد. در همه جا مشکلات و شرایط کاری سختی وجود دارد ولی به نظر بنده رسیدن به هدف با این شرایط لذت خاصی دارد.
جا دارد در اینجا از رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی دزفول جناب آقای نادر سعادتی فرد و رییس انجمن نمایش دزفول جناب آقای غلامعلی سخاوتی راد تشکر ویژه ای داشته باشم.
-تئاتر «زخم» این روزها حسابی غوغا کرد، خبر این تئاتر در سطح کشور منتشر شد و مورد استقبال قرارگرفت، از چگونگی فعالیتتان با گروه قاب کوچک بگویید.
تئاتر زخم یکی از افتخارات من در زمینه کارگردانی تئاتر شد.
“بی حاشیه، پر تلاش، دلسوز، با سواد، با اخلاق، فعال” ؛ اینها همه خصوصیات مهم گروه قاب کوچک بود که باعث شد عضو این گروه خوب شوم و فعالیت هنری خود را در این گروه ادامه دهم. شرایط فوق العاده ای که این گروه برای اعضا مهیا می کند بسیار جای تقدیر دارد. جلسه ای با مدیران این گروه آقایان سروش مداح و مهدی شریفی ترتیب داده شد و پس از خوانش نمایشنامه زخم به نویسندگی دوست خوبم بهنام کشت زاده به نتایج خوبی رسیدیم که قرار شد از این پس عضو گروه موفقی به نام قاب کوچک شوم.
همدلی در این گروه باعث شد تا تئاتر زخم به قول شما این روزها حسابی غوغا کند و یا تیتر یک رسانه ها شود.
البته تلاش و استعداد جوانانی مانند محمدامین فتح اله گندمی، امید حاجی زاده و بهنام کشت زاده در کنار بنده بسیار مهم و تاثیر گذار بود.
-با وجود شرایط سخت شهرستان اما تئاتر زخم به موفقیت بزرگی دست پیدا کرد. در این خصوص صحبت کنید.
شاید بتوان گفت یکی از دلایل کسب موفقیت این است که تاکنون نمایشی با این سبک و سیاق در شهرستان وجود نداشته است. به گمانم در این چندسال شاید این جز معدود نمایش هایی باشد که در چارچوب استاندارد تئاتر قرار گرفته و مطابق اصول بوده است. قبلاً هم عرض کردم که مطالعه و تلاش و همیاری های فراوان گروه قاب کوچک و وجود جوانان با استعداد در کنار هم بسیار در رسیدن به هدف موثر بود.
ماه ها زمان صرف این کار شد، دوستان من در گروه شبانه روز برای این نمایش زحمت کشیدند، درسته که موفقیت های خیلی خوبی بدست آمده و شاید از نظر استقبال فوق العاده بود اما از نظر حمایت هیچگونه حمایتی از سوی مسئولین نشد. من و همکارانم تمام فکر و دغدغه مان سربلندی نام دزفول در عرصه تئاتر است. اگر در روزهای گذشته به سایت ها و روزنامه های متعدد مراجعه کرده باشید، متوجه می شوید خبر تئاتر زخم نسبت به سایر اخبار هنری مختلف در رتبه بسیار خوبی قرار دارد و حتی بیشترین لینک بازدید را نیز به خود اختصاص داده است. تئاتر ما در کلان شهرها اجرا نشده اما انعکاس خبری بالایی را در برداشت که این برای دزفول خیلی خوب است. همین امر به ما انرژی می دهد اما وقتی عدم حمایت ها را می بینم دوباره دلزده می شوم. در سال گذشته برای موفقیت تئاتر نقش پنهان گناه به نویسندگی اینجانب بسیاری از مسئولین شهری به بنده قول هایی دادند که هیچ کدام انجام نشد. این عدم توجه ها به گونه ای است که ما خجالت می کشیم از بازیگر و سایر عوامل فنی بخواهیم برای تئاتر یا فیلم بعد نیز با ما همکاری کنند. شرایط واقعاً سخت است اما با عشق و علاقه مسیر را ادامه دادیم و خدا را شکر مورد استقبال قرار گرفت.
-تبلیغات تئاتر زخم خیلی جالب بود. عکس بازیگر با دست خونی، یک لوگوی خاص، تیزر بسیار جذاب با تدوین جالب. اینها همه نشان دهنده ایده و تفکر قوی شماست. در این باره توضیح دهید.
من برای تمام کارها سعی میکنم متفاوت عمل کنم. برای نمایش نقش پنهان گناه با اینکه من نویسنده آن تئاتر بودم اما برای پوستر ها و تبلیغات ایده هایی دادم که کارگردان پذیرفت و اجرایی شد و به شدت هم مورد استقبال قرار گرفت. برای این تئاتر لوگویی طراحی شد که بسیار مود توجه قرار گرفت. طراحی بروشور به صورت روزنامه قدیمی و ساخت کلیپ و تیزر مورد استقبال علاقه مندان قرار گرفت. البته باید از تیم قوی که با من همکاری دارند تشکر کنم.
-بسیاری از علاقه مندان به دلیل اینکه بلیط دریافت نکردند و تئاتر زخم را از دست دادند بسیار ناراحت بودند و بارها در فضای مجازی درخواست تمدید این تئاتر را داشتند. صحبت شما با این هواداران چیست؟
من از لطف زیاد این افراد تشکر میکنم. بالاخره هر سلامی، خداحافظی دارد و ما نمی توانستیم بیش از این تئاتر را تمدید کنیم و بالاخره باید به پایان می رسید. استقبال از این تئاتر بسیار زیاد بود که شب آخر شرمنده بسیاری از علاقه مندان شدیم که برای رزرو بلیط تماس می گرفتند اما ظرفیت تکمیل بود. ان شاالله در کارهای بعدی در خدمت علاقه مندان باشیم.
-محمدرضا خردمند حال با اتمام «زخم» چه برنامه هایی برای آینده در دستورکار دارد؟
من عاشق هنر هستم و عرض کردم که آماده ام که بمانم. فعلاً درخواست هایی از شهرهای مختلف برای اجرای تئاتر زخم داشته ایم. در حال مذاکرات و انجام مراحل اداری هستیم. پس از اجرای تئاتر زخم در شهرهای مختلف، تمرینات تئاتر جدید را آغاز می کنیم.
-چرا تخلصتان سکوت است؟
بگذارید یک راز بماند.
-چرا در پایان دلنوشته ها، نمایشنامه ها، کتاب ها و صحبت هایتان می گویید: “همین”؟!
چیزی جز همین نیست!
همین. (با خنده)
-چندی پیش چند نمایشنامه و کتاب شما در سایت کتاب سبز یکی از بزرگترین مرجع کتاب مجازی ایران منتشر شد. در این باره توضیح دهید.
یکی از علاقه های من نویسندگی است. چند نمایشنامه آماده داشتم که به درخواست علاقه مندان در سایت کتاب سبز انتشار یافت. کتاب آشنایی با سورئالیسم گردآوری مطالب مهمی در زمینه سورئال بود که مدتها به فکر جمع آوری این مطالب به عنوان یک کتاب بودم. چند کتاب دیگر نیز آماده انتشار دارم که بزودی منتشر خواهند شد.
امروزه با توجه به امکانات و فضای مجازی که در دنیا در حال استفاده است، فضای ارتباطات و آموزش فراهم شده که امیدوارم جوانان با انگیزه و با استعداد از فضای مجازی برای فراگیری مطالب علمی، فرهنگی و هنری استفاده نمایند.
-سخن پایانی محمدرضا خردمند؟
هنر لذت بخش است و کشور ما مردم هنرمند و هنر دوستی دارد. از مسئولین تقاضا دارم که با هنرمندان همکاری بیشتری داشته باشند و از هنر و هنرمندان حمایت کنند. امیدوارم روز به روز بر کیفیت سینما و تئاتر ما افزوده شود و هنرمندان تازه نفسی به سینما و تئاتر شهر ما وارد شوند.
در پایان از همه افرادی که با من همکاری داشتند، دوستان خوبم که بدون هیچ چشم داشتی با علاقه فراوان برای اجرایی شدن تئاتر زخم کمک کردند تشکر کنم. دوستانی مانند بهنام کشت زاده، محمدامین فتح اله گندمی، امید حاجی زاده، علیرضا خداداد، ایزد ایروانی، ناصر کوهیپما، علیرضا ملهمی.
یک تشکر بزرگ از خانواده ام که مرا حمایت کردند، یک سپاس فراوان و ویژه از مدیران گروه نمایشی قاب کوچک آقایان «سروش مداح و مهدی شریفی» که واقعاً به من لطف داشتند و دلسوزانه به من کمک کردند.
از تلاش شما که برای انجام این گفتوگو زحمت کشیدید و از سایت روناش که در امر خبرنگاری و خبررسانی زحمات زیادی را متحمل می شوند تشکر و قدردانی می کنم.
موفق و پایدار باشید.
یا حق.
همین.
بیوگرافی محمدرضا خردمند
محمدرضا خردمند در ۱۴ مهر ماه ۱۳۶۸ در دزفول به دنیا آمد( البته خودش می گوید: شناسنامه ام ۲۴ شهریور ۱۳۶۸ است ولی تاریخ تولد اصلی خودم یعنی ۱۴ مهر را خیلی دوست دارم و از اینکه این روز سالروز تولد سهراب سپهری می باشد افتخار می کنم) وی فارغ التحصیل رشته مهندسی تکنولوژی نرم افزار کامپیوتر از دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول می باشد و از کودکی وارد دنیای هنر شد.
پدرش بازنشسته آموزش و پرورش می باشد و نامش محمدحسن است. محمدرضا می گوید: پدرم فردی پرتلاش ، فعال و تواناست و فعال بودن خودم را از پدرم به ارث برده ام.
عاشقانه مادرش را دوست دارد و می گوید: من مادرم را بالاتر از عشق می دانم.
او فرزند چهارم و آخر خانواده می باشد و یک خواهر و دو برادر بزرگتر از خود دارد. وی به خانواده خیلی اهمیت می دهد و انسان با نظمی است.
نام کاملش محمدرضا خردمند است اما او را با نام رضا خردمند و یا محمد خردمند نیز می شناسند. اما تخلص وی در شعر “سکوت” است.
عاشق گل ، پاییز ، شب ، باران ، رنگ آبی است و علاقه فراوانی به شعرهای سهراب سپهری دارد.
وقتی میخواست وارد عرصه هنر شود خانواده اش مخالف بودند ولی مادرش دید مادرانه نسبت به آینده او را در نظر میگرفت اما پدرش با فعالیت هنری او زیاد موافق نبود. پدرش اصولاً کارهای علمی را دوست داشته و دارد و ترجیح میداد فرزندش معلم، پزشک یا مهندس شود که البته اینطور هم شد و محمدرضا مهندس کامپیوتر شد. ولی به مرور علاقه زیاد محمدرضا به هنر باعث پیشرفت او شد و وقتی وارد عرصه هنر شد در همان سال اول نتیجه خوبی حاصل شد و خانواده اش تغییر موضع دادند و با فعالیت های هنر او موافقت کردند.
محمدرضا خردمند با شرکت در کلاس های آزاد استاد سید امیر سلامی تئاتر را به صورت حرفه ای فرا گرفت و بلافاصله بعد از این کلاس ها بدلیل علاقه ی فراوان او به کارگردانی پس از مطالعات و کلاسهای مربوطه به دنیای کارگردانی وارد شد و پله های ترقی را خیلی سریع طی کرد و حضور فعال او در عرصه هنر و حضور موفق او در جشنواره ها همه را متعجب کرده است.
وی درباره ورودش به عرصه هنر می گوید: از بچگی به هنر علاقه داشتم. یادمه از ۹ سالگی همیشه داستان نویسی و شعر رو ادامه می دادم. البته مشوق خاصی نداشتم و همیشه کارهام پر از اشکال بود اما مطالعه توی این زمینه مسیر درست را به من نشون داد. ۱۳ ساله بودم که به یک گروه تئاتر به عنوان بازیگر معرفی شدم و اولین تجربه بازیگری رو کسب کردم، همان تئاتر در جشنواره کودک و نوجوان استان خوزستان دو مقام کسب کرد .سپس به مطالعه فراوان در این زمینه پرداختم و با شرکت در ورک شاپ آزاد تئاتر استاد سید امیر سلامی و آموزش زیر نظر اساتید دیگری بصورت خصوصی درس ها و تجربه های بزرگی را کسب کردم.
سپس فعالیت در زمینه نویسندگی ، فیلمسازی و کارگردانی تئاتر را بصورت حرفه ای ادامه دادم و در چندین جشنواره شرکت کردم و مقام هایی را نیز کسب نمودم.
از جمله آثار وی می توان به: فیلم کوتاه هویت ، فیلم کوتاه هدف طلایی ، نماهنگ نماز، فیلم کوتاه مسیر باران ، نماهنگ زمستان داغ ، فیلم کوتاه برداشت، فیلم کوتاه نگاه، فیلم کوتاه یک فنجان قهوه سرد، فیلم کوتاه خیال امن، تئاتر آتیه ، تئاتر ردپای عشق ، تئاتر رومنس تاریخ و زمان خاصی ندارد ، تئاتر دیوونه کیه ، تئاتر نقش پنهان و گناه، تئاتر زخم، فیلم کوتاه دختر، و… اشاره کرد.
نمایشنامه های دیگری هم توسط وی در حال نگارش است که بزودی رونمایی خواهد شد.
وی چندین کتاب آماده چاپ دارد و در زمینه های هنری دیگری مانند دکلمه، گرافیک و تهیه کنندگی رادیو اینترنتی به صورت حرفه ای فعالیت دارد و توانسته علاقه مندان زیادی را به خود جذب نماید.
منبع: پایگاه خبری تحلیلی روناش