امشب دریای دلم توفانی شده
و فانوس دریایی دلم خاموش...
تنهاترین بازمانده کشتی رویایی خیالم
در تلاطم اقیانوس عشق تو گم شده است
ناخدا می داند اقیانوس خشم دارد اما سکان همچنان در دست اوست
من ناخدای کشتی در اقیانوس عشق تو هستم
فریاد نمی زنم و سکوت می کنم
هراسی و گریزی از خشم ندارم
موج ها فریاد می زنند و من خسته از فریادم
پشت سکوت پنهان نشده ام
اگر موجِ توفان غوغا می کند، سونامیِ سکوت محشر به پا می کند
"بداهه گویی"
محمدرضا خردمند (سکوت)
دوشنبه 25 آذر 1392